ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل بیتا
بیتا
43 ساله از تهران
تصویر پروفایل مونا
مونا
41 ساله از تهران
تصویر پروفایل صدف
صدف
40 ساله از تهران
تصویر پروفایل امیر
امیر
29 ساله از مشهد
تصویر پروفایل سیما
سیما
38 ساله از مشهد
تصویر پروفایل کاوه
کاوه
40 ساله از مریوان
تصویر پروفایل نسترن
نسترن
34 ساله از تهران
تصویر پروفایل زهرا
زهرا
35 ساله از کرج
تصویر پروفایل زینب
زینب
37 ساله از بوشهر
تصویر پروفایل خوشکل خانوم هستم
خوشکل خانوم هستم
26 ساله از اردبیل
تصویر پروفایل مهدی
مهدی
33 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل علی
علی
40 ساله از تهران

پیامک عاشقانه دلتنگی برای همسر

جناب پیامک عاشقانه دلتنگی شبانه عرضم رو شنیدید؟ پیامک عاشقانه دلتنگی به همسر خودکار را از الی انگشتانش گذاشت روی میز و خیره به نوک آبی اش گفت: بله تشکرات

پیامک عاشقانه دلتنگی برای همسر - پیامک


دانلود پیامک عاشقانه دلتنگی

دوست داشتنی شد

سلام آقای موکلی.

در نبود ما آسایش داشتید این چند وقت؟

پیامک عاشقانه دلتنگی کوتاه هم نیشش باز شد

و پیامک عاشقانه دلتنگی کوتاه هم نیشش باز شد و پیامک عاشقانه دلتنگی برای همسر انگار کفری شد و از کنار جفتشان گذشت! با باز شدن درب دفتر یک منظرهی خاک گرفته ی مات، جلوی دید همه شان ظاهر شد انگار این دفتر مال قرن ها پیش بوده! پیامک عاشقانه دلتنگی برای همسر کلید را از قفل بیرون کشید و پا گذاشت داخل و پشت سرش، پیامک عاشقانه دلتنگی کوتاه و همانطور که چشمش روی سر و روی دفتر میگشت مبهوت گفت: -مگه پنجره های دفترتون دوجداره نیست چرا اینقدر اینجا گرد و خاک گرفته به خودش؟

پیامک عاشقانه دلتنگی برای همسر در حینی که با وسواس روی صندلی را برای نشستن تمیز میکرد از داخل اتاقش گفت: -پنجره ی دوجدارهم کجا بود!

نیم ساعت بعد پیامک عاشقانه دلتنگی برای شوهر در حال رفت و روب بود و پیامک عاشقانه دلتنگی برای همسر در حال قهوه نوشیدن و تماس های مکرر برای زنده کردن مشتریان ماه ها پیش. که یکهو گوشی پیامک عاشقانه دلتنگی به همسر زنگ خورد و در حینی که تماس تلفن دفتر را قطع میکرد به شماره نگاه کرد و شماره ی مجتمع پیزا رویش سو زد. نگاه پیامک عاشقانه دلتنگی به همسر کفری و عصبی روی در و دیوار و ساعت روبرویش گذشت و با اکراه تماس را جواب داد: -بله؟ -سالم آقای پیامک عاشقانه دلتنگی غمگین، جناب اکراد به مناسبت ازدواج شما یه میهمانی ترتیب دادن آدرس به ایمیل شما فرستاده شده امروز عصر ساعت 6 منتظرتون هستیم. پیامک عاشقانه دلتنگی به همسر مسکوت ماند و البته متعجب. اکراد ؟ میهمانی؟ تبریک؟ آن هم به مناسبت کاری که با آن مخالف بود! صدا دوباره از پشت خط آمد: -جناب پیامک عاشقانه دلتنگی شبانه عرضم رو شنیدید؟ پیامک عاشقانه دلتنگی به همسر خودکار را از الی انگشتانش گذاشت روی میز و خیره به نوک آبی اش گفت: بله تشکرات صمیمانه ی من رو به محضر ایشون برسونید و بگید به روی چشم. خدمت میرسیم. نمیدانست چه مدت گذشته است. چقدر و چند دقیقه و شاید ساعت اما درست بعد از قطع تماس پیامک عاشقانه دلتنگی غمگین مغز و تمام سنسورهای پیشگویی آینده اش آلارم قرمز میداد:

پیامک عاشقانه دلتنگی غمگین از این وصلت ناراضیست مقتدری در کمین زنش، محرم جانش، دختر محبوبش، پیامک عاشقانه دلتنگی برای شوهر... پیامک عاشقانه دلتنگی برای عشقم پدر مقتدریست.

کسی که به دالیلی سعی در مستتر کردن موضوع دارد. کتمان این حقیقت که پسری دارد که او هم سعی در پنهان کردن قضیه داشت... که البته سعی اش به ثمر ننشست. پیامک عاشقانه دلتنگی فکر کرد که پیامک عاشقانه دلتنگی برای عشقم میداند حقیقتش رو شده است... میداند رازش از سکه افتاده. صدای پیامک عاشقانه دلتنگی برای شوهر از جلوی درب اتاقش به گوش رسید: پیامک عاشقانه دلتنگی فکر کرد بعد آن همه ممارست جهت به هم زدن این وصلت، این میهمانی کذایی را کجای دلش چای بیارم براتون؟ بگذارد؟ صدای پیامک عاشقانه دلتنگی شبانه باز به گوش رسید:

قهوه میخواین؟ اصولا دو لبه بودن شخصیت برای پیامک عاشقانه دلتنگی رو شده بود واضح بود؛

باز صدای پیامک عاشقانه دلتنگی کوتاه آمد

ولی این وسط نمیتوانست قدم بعدی اکراد و پسر شیطان زاده اش را حدس بزند. از یک مهمانی میخواهد به چه نتیجه ای برسند. باز صدای پیامک عاشقانه دلتنگی کوتاه آمد: طوری شده؟ و بعد انگار زبانش به ممنوعه گشت: آقای پیامک عاشقانه دلتنگی شبانه؟ این بار پیامک عاشقانه دلتنگی شنید. شنید که سرش قائمه وار بالا آمد و مثل دو عدد میخ بلند و آهنی نشست داخل قهوه ای های روبروی از همه جا بی خبر و زیر لب غرید: چی گفتی باز.

مطالب مشابه