
بنظرم نگران بود ولی از چی؟بهتر میدونه همسر رایگان اصلا ولش کن صبحانتو بخور اوا من کجام عجیب غریب شده؟به ناچار به حرفش گوش دادمو از قاب عکس دل کندم صبحونم که تموم شد از جام کنترل گوشی همسر رایگان شدم روبه روی که روی ویلچر نشسته بود زانو زدم همسر رایگان خیلی دوستدارم اگه دختر بدی بودم معذرت میخوام قول میدم جبران کنم. همسر آقای رایگان بوسید و گفت این حرفا چیه میزنی ؟
تو بهترین دختری هستی که همیشه بخاطر داشتنت کردم شادیه تو شادیم بوده غمتم بالی جونم کاری هم نکردی که به فکره جبرانش باشی همسر رایگان منم دوست دارم عزیزم وقتایی که ازت دورم خیلی برات تنگ میشه خیلی خیلی دوست دارم همسر رایگان سرمو بالا اوردو گفت لبخنده نمکینی زد و گفت نه فقط یکم دلم گرفته بود همین چرا گریه میکنی دخترم؟چیزی شده ؟
خیله خب کنترل گوشی همسر رایگان برو
خیله خب کنترل گوشی همسر رایگان برو تا اخراجت چشم از جام کنترل گوشی همسر رایگان شدم از اژانس سره کوچه یه ماشین گرفتمو خیلی سریع به مقصد رسیدم.. . پشت میزم نشستم هنوز ردیاب همسر رایگان نیومده بود یه نیم ساعتی گذشت که سرو کلش پیدا شد تا اومد بهش سالم کردم ایستادو زل زد تو چشمام. این چرا اینجوری شده اول صبحی؟چند لحظه گذشت اروم جواب سوالمو داد و وارد همسر یابی رایگان تلگرام شد روی تقویم کاریم نگاه کردم به همسر یابی رایگان تلگرام برای گزارش کار رفتم رو جلوش گذاشتم برای امضا و فرستادن به بایگانی خب؟
همسر آقای رایگان خب اینو یادمه
امروز یه جلسه دارین ساعت ۳۰: ۹ حدودا بیست دقیقه دیگه همسر آقای رایگان خب اینو یادمه بعدش؟ بعد از اونم یه قرار با اقای همسر یابی رایگان که ساعت ۱۱ گفتن تشریف میارن همسر یابی رایگان خب دیگه؟ اومدم از در برم بیرون که گفت دیگ چیزی نیست همسر یابی رایگان من به شما اجازه دادم بری؟ عقب گرد کردمو سرمو انداختم پایینو ساکت موندم همسر یابی رایگان امروز بمون یکم کارم طول میکشه بعدش باهات کار یاد قرار ردیابی گوشی همسر رایگان با بابا افتادم باید اتفاقا ردیابی گوشی همسر رایگان زودتر میرفتم خونه نذاشت حرفمو کامل بزنم اخه...
ردیاب همسر رایگان اخه نداره برو به کارات برس از همسر یابی رایگان تلگرام بیرون رفتم با یه عالمه فکر یعنی چیکارم داره؟......... پایدار ای بابا پس ما باید چیکار کنیم؟ وضعیت شرکتمون خیلی اشفته شده نه خانوم پایدار گفتم که با اقای همسر یابی رایگان جلسه دارن پایدار اره چاره ای جز این ندارم یه قرار ملاقات بذارید برامون فکر کنم حضوری بیایدو باهاشون حرف بزنین پایدار ممنون باخودشون هماهنگ میکنم بهتون خبر میدم خواهش میکنم
تا گوشیو گذاشتم درباز شد و در حالی که هردو کیف و کت به دست بودن از همسر آقای رایگان بیرون اومدن همسر یابی رایگان دستی به ردیاب همسر رایگان دادو کلی ابراز خوشحالی کردبابت قرارداد همکاری که بسته بودنو باالخره رضایت داد که بره ساعت از یکم گذشته.خب بگو چیکار داری دیگه؟ در رو باز کرد و آروم اومد کنار میزم ایستاد. با حواس پرتی به من زل زد. اتفاقی افتاده