
کیفایی که پسره گفته بود و پیدا کرده بودن از همون فاصله هم می تونستم کیف رها رو بشناسم پاهام یاری نمی کرد برم به اون سمت حال همسریابی هلو با عکس هم خراب بود هلو سایت صیغه بود که رفت جلو و با یکی از بچه ها صحبت کرد من فقط به کاپوت ماشین تکیه داده بودم و نمی تونستم برم جلو سايت هلو صيغه با یکی از بچه های گشت ورود به پنل همسریابی موقت هلو برگشت و گفت: کیفاشون و گشتن.
سايت هلو صيغه که کاملا معلوم بود تازه داره باور می کنه
موبایل هیچ کدوم نیست سايت هلو صيغه که کاملا معلوم بود تازه داره باور می کنه که ممکنه اتفاق خیلی جدی تری براشون افتاده باشه به سختی آب دهنشو قورت دادو به ما نگاه کردوگفت: خوب شاید تو کیفشون نذاشتن همراهشون بوده! کلافه گفتم: پس چرا خاموشن؟ همسریابی هلو با عکس سری تکون داد و گفت: این که هر سه تا خاموشن یعنی شاید یکی خاموشون کرده عمدی! هلو سایت صیغه با دقت توی فکر بود و گفت: ولی موبایل سرمه روشن بود! و رو به من گفت : مگه عطا؟ سر تکون دادم و گفتم: آره زنگ می خوره ولی کسی جواب نمی ده! همسریابی هلو با عکس نگاهی به ما انداخت و گفت: باز تماس بگیرین اگه هنوز روشن باشه شاید بشه ردشون و گرفت
به هلو سایت صیغه نگاه کردم
نور امیدی توی دلم روشن شد همین بود به هلو سایت صیغه نگاه کردم ورود به پنل همسریابی موقت هلو هم به ما نگاه می کرد سايت هلو صيغه زودتر از من موبایلشو در آورد و شماره سرمه رو گرفت اول با اضطراب و بعد با خوشحالی گفت: زنگ می خوره! ورود به پنل همسریابی موقت هلو سری تکون داد و گفت: خوبه! با اینکه امیدوار شده بودم ولی رو به هلو سایت صیغه گفتم: با این کارم نمی شه محل دقیقشون و معلوم کرد ورود به پنل همسریابی موقت هلو داشت تو گوشیش یه چیزی می گفت رو به ما گفت: شماره اش؟ همسریابی هلو با عکس از توی گوشیش گفت و اونم تکرار کرد سايت هلو صيغه دستی سر شونه ام زد و گفت: یه سر برو خونه!