ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل بدون نام
بدون نام
48 ساله از کرج
تصویر پروفایل هدیه
هدیه
45 ساله از قم
تصویر پروفایل نسترن
نسترن
34 ساله از تهران
تصویر پروفایل علی
علی
35 ساله از بوشهر
تصویر پروفایل حسین
حسین
23 ساله از اهواز
تصویر پروفایل فرید
فرید
37 ساله از کرج
تصویر پروفایل سحر
سحر
29 ساله از تهران
تصویر پروفایل اذی
اذی
37 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل روشنک
روشنک
25 ساله از تهران
تصویر پروفایل مسها
مسها
29 ساله از خمینی شهر
تصویر پروفایل ارش
ارش
38 ساله از اراک
تصویر پروفایل رویا
رویا
39 ساله از شیراز

متن عاشقانه خاص و فارسی

شهرزادی که کم کم با متن عاشقانه خاص برای عشقم درحال مبارزه بود و سمت و سوی زندگیشم داشت به جاهای خوبی کشیده میشد نانسی و پاشا قرار بود

متن عاشقانه خاص و فارسی - متن


خواندن متن عاشقانه خاص

طوری که باهم حسابی صمیمی شده بودیم و همراهه بهداد حسابی روش حساب باز میکردم از فردای اون شب با پیشنهاد بهداد و دامون قرار شد من برم تو شرکت اونا کار کنم شاید بگید منکه مدرکی نداشتم چه طوری میتونستم اونجا کار کنم براتون توضیح میدم چون حساب کتاب عالی داشتم قرار بود یه طورایی دستیار حسابدار شرکت باشم و از یه طرف توی جلسه های رئیس روسا شرکت کنم و وقتی بحث تبدیل پول وسط میاد من سریع ذهنی حساب کنم اینطوری خیلی از کاراشون سریعتر پیش میرفت آبدارچی اینجا خودش مدرک لیسانس داشت وقتی بفهمه من با مدرک کالس هشت داشتم اونجا کار میکردم اونم به عنوان دستیار حسابدار قطعا خودشو میکشت

حسابدار شرکت خیلی مرد مهربونی بود خیلی از روش ها و قلق کارهارو بهم یاد میداد منم که باهوش بودم و عشق کارو درس حسابی بهش عالقه نشون میدادم و یاد میگرفتم حقوق خوبیم بهم میدادن به خاطرهمین هم میتونستم ازش پس انداز کنم هم میتونستم چیزی الزم داشتم برای خودم تهیه کنم اولش متن عاشقانه خاص برای عشقم مخالف این کار بود درواقع الانشم مخالف اینه که من توی شرکت بزرگ تجاری اون کار کنم اما بچه ها تونسته بودن راضیش کنن و الانم مدام دنبال یه آتو ازم بود که با اون بهونه منو از شرکتش بندازه بیرون در حالیکه با قدمای محکم به سمت اتاق متن عاشقانه خاص انگلیسی میرفتم به سروصدای بم و دلنواز کفشای پاشنه بلندم توجهی نمیکردم بعضیا بهم سالم میکردن ومنم با خوشرویی درحالیکه رد میشدم جواب سالمشونو میدادم توی این یه ماه انگار دختر دیگه ای شده بودم

کم کم با متن عاشقانه خاص برای عشقم درحال مبارزه بود

شهرزادی که کم کم با متن عاشقانه خاص برای عشقم درحال مبارزه بود و سمت و سوی زندگیشم داشت به جاهای خوبی کشیده میشد نانسی و پاشا قرار بود توی ماه آینده نامزدی کنن علت اینهمه عقب انداختنش به خاطر قلب پدر نانسی بود که معلوم بود بیماره به خاطرهمین قرار بر این شد که وقتی عملش کردن مراسمشون برگزار بشه کم کم از نقشه هایی که همراهه بهداد میکشیدیم داشتم ناامید میشدم هرچند توی نقشه های بهداد هیچ وقت اثری از اینکه با متن عاشقانه خاص انگلیسی کلکل کنم و محلش ندم نبود بود اما نه اونطوری که من با پاشا رفتار میکردم به خاطرهمین بهداد از اینکه همه چی داشت خراب میشد مقصرم میدونست شهرزاد با شنیدن صدای متن عاشقانه خاص لبخندی زدم و ایستادم به سمتش برگشتم که لبخند مردونه جذابی زد و به سمتم اومد متن عاشقانه خاص کوتاه رفیق پسرا بود یه پسر باهوش و موفق و اضافه کنم جنتلمن یه کت و شلوار آبی کربنی تنش بود به همر اهه لباس مردونه سفید قدش حسابی بلند و هیکل پر ورزشکاری داشت که بعضی وقتا آدم ازش میترسید روبه روم که ایستاد به روش لبخندی زدم خسته نباشی متن عاشقانه خاص توهم همینطور داشتی میرفتی پیش متن عاشقانه خاص برای بیو؟ اوهوم گزارشاییرو براش آماده کرده بودم برم بهش نشون بدم متن عاشقانه خاص با فونت زیبا شهرزاد میخواستم درباره موضوعی باهات صحبت کنم بعد از اینکه کارت با متن عاشقانه خاص برای بیو تموم شد میشه بیایی پیش من؟

متن عاشقانه خاص لاکچری خوبه پس... شهرزاد؟

حتما باشه میام متن عاشقانه خاص لاکچری خوبه پس... شهرزاد؟ با شنیدن صدای دامون به سمتش برگشتم که با اخم داشت به متن عاشقانه خاص نگاه میکرد البته اینو درباره متن عاشقانه خاص لاکچری فراموش کرده بودم که بگم متن عاشقانه خاص لاکچری زیادی به من نگاه میکرد همیشه توجهش روی من بودو سعی میکرد مدام خودشو بهم نزدیک کنه اولش از این رفتارش خوشم نمی اومد اما هرچی که گذشت وقتی میدیدم چه طوری هوامو داره و باهام خوب رفتار میکنه ازش خوشم اومد اما دامون و بهداد مدام بهم گوشزد میکردن که بهتره از متن عاشقانه خاص فاصله بگیرم اما من که به متن عاشقانه خاص با فونت زیبا نمیچسبیدم

همیشه یا توی شرکت باهم بودیم یا وقتایی که پارتی مشترک می افتادیم میدیدمش دیگه میتونست چه خطری برای من داشته باشه دامون جان دامون با اخم و نگاه جدی سردش به سمتم اومدو کنارم ایستاد و به متن عاشقانه خاص کوتاه نگاه کرد متن عاشقانه خاص کوتاه با دیدن دامون یکم اخم کرد اما بعدش سعی کرد قیافه خودشو خونسرد نشون بده چون چندباری باهم درگیر شده بودن کم کم رابطشون داشت خراب میشد که من همه اینارو از چشم خودم میدیدم

مطالب مشابه