
یه لحظه حرفشو مرور کردم و با فهمیدن اینکه به فیلم عشق منطق انتقام قسمت 6 گفت خر یه جیغ بنفش مایل به ابی کشیدم و پریدم رو کمرش و شروع کردم به کشیدن موهاش فیلم عشق منطق انتقام با درد و خنده نگام کرد و گفت: اخ اخ ول کن ِد میگم ول کن موهامو کندی با حرص جیغی کشیدم و گفتم: نه تو باید ادم بشی نکبت!! فیلم عشق منطق انتقام: بیااا پاین دستشو دور کمرم حلقه کرد و اوردم پاین و زل زد تو چشمام غرق شده بودیم تو چشمای هم.
چرا فیلم عشق منطق انتقام قسمت 28 تا حالا دقت نکردم
چرا فیلم عشق منطق انتقام قسمت 28 تا حالا دقت نکردم چشمای فیلم عشق منطق انتقام قسمت اول هم الاغ داره؟ وجی: منظورت سگه دیگه؟ فیلم عشق منطق انتقام قسمت 4: چه فرقی داره حالل سگ یا الاغ وجی: سگ و الاغ فرق ندارههه؟ من: ولش کن بابا تا به خودم بیام فیلم عشق منطق انتقام قسمت اول محکم لپمو گاز گرفت جوری که اشک تو چشام حلقه زد اخخخ لپ قشنگم. دستمو روی لپم گذاشتم و به فیلم عشق منطق انتقام قسمت 1 که با پیروزی نگام میکرد با لحن بچگونه ای گفتم: بیشور عبضی بد فیلم عشق منطق انتقام قسمت 3 با تو قهلم یهو فیلم عشق منطق انتقام به قول معروف جنی شد و اومد محکم بغلم کرد هان؟ نمنه؟ چی شد؟ فیلم عشق منطق انتقام قسمت 2که انگار به خودش اومده باشه.
تند از فیلم عشق منطق انتقام قسمت 28 فاصله گرفت
تند از فیلم عشق منطق انتقام قسمت 28 فاصله گرفت و با لکنت گفت: ببین رایکا فیلم عشق منطق انتقام قسمت 3 نمی خواستم یعنی چیزه خندم گرفته بود این فیلم عشق منطق انتقام قسمت 1 هم جدیدن خل شده ها خخ با خنده گفتم: فیلم عشق منطق انتقام قسمت 2 اتفاقی نیفتاده که پسر تو چشمای فیلم عشق منطق انتقام قسمت اول قدردانی موج مکزیکی میزد ولی هنوز اونقدر مغرور بود که به روش نیاره. منم نمیدونم چی شد یه دفعه قلبم دردش شروع شد این روزا دیگه انقد درد گرفته عادت کردم. برای اینکه فیلم عشق منطق انتقام قسمت 1 متوجه نشه با یه سریع از اتاق بیرون اومدم و از تو جیبم قرصی که همیشه همرام بود و دراوردم و گذاشتم دهنم اوففف دردش روشکر کمتر شد فیلم عشق منطق انتقام بعد از رفتن رایکا کلافه روی صندلی ولو شدم فیلم عشق منطق انتقام قسمت 6 چرا اینطوری شدم نمیتونم خودمو کنترل کنم وقتی رایکا رو میبینم قلبم تند تند میزنه. نه نه یعنی... دستمو توی موهام فرو کردم. امکان نداره اینم یکیه مثل بقیه هم جنساش مثل همون نامزد قبلیم که در حقم نامردی کرد. یه صدایی از درونم فریاد میزد نهرایکا پاکه مثل بقیه نیست ا دیگه دارم دیوونه میشم. با صدای زنگ گوشیم از فکر اومدم بیرون روی صفحه اسم آرشین خواهرم خودنمایی میکرد گوشی رو برداشتم: الو سلام وروجک آرشین: سلام داداشی لبخند محوی روی لبم نشست و گفتم: جونم عزیزم کاری داشتی؟ آرشین با لحن ترسیده ای گفت: چیزی اووم میگم میگم.... کلافه گفتم: چی میخوای بگی آرشین خستم زود باش وروجک آرشین تند و با حرص گفت: اون زنیکه اومده داداش.