
تا پنج دیقه دیگه میتونی بیای چون من امشب اصلا خوابم نمیبره و میخوام رو بالکن بشینم. من رفتم تو اتاق این دیگه ضربه نهایی بود امیدوارم بگیره پاکت سیگارمو برداشتم رفتم سمت بالکن و رو صندلی نشستم صدای در اتاق بعد چن دقیقه اومد.. ... دوساعتی بود که اینجا بودم خیلی آروم رفتم تو اتاق واول نزدیک همسریابی همسان نشستم خدارو شکر انگار مسکن آرومش کرد روسریش از سرش یکم کنار رفته بود معلومه موهاشو محکم بستن خدایا این خانما خود آزاری دارن که این بلا رو سر خودشون میارن آروم روسری رو کنار زدم کامل و دونه دونه گیره هارو در اوردم آخیش من به جای اون راحت شدم. آروم یکی از بالشتکای تختو گذاشتم سمت راست سرش اون یکیم سمت چپ و خودمم نزدیکای سه و نیم خوابیدم.
رفتم جلو چراغ خوابو زدم گفتم ادرس جدید همسریابی همسان گزینی
احساس کردم یکی همش داره میگه نه نه یهویی از خواب پریدم دیدم آناست رفتم جلو چراغ خوابو زدم گفتم ادرس جدید همسریابی همسان گزینی. .. سایت همسریابی همسان پاشو همش خوابه واسه این که مشکلی واسه دماغش پیش نیاد صورتشو قاب کردم با دستام همسریابی همسان عزیزم پاشو آخه چته تو آنی چشاشو باز کرد و منو دید اول جا خورد و بعد گفت همسریابی همسان یابی این مرده همش دنبالمه من نمیخوام بخوابم بازم میاد تو خوابم و دیوونم کرده همش دنبالمه. اینا رو با گریه میگفت بهش نزدیک شدم و سر جام چهار زانو نشستم ببین آنی هیچ کی جرات نداره ب تو دست بزنه تا من هستم پس آسوده بخواب خیالت تخت.
همسریابی همسان یابی. بله با تموم بدیات و بالهایی که سرم اوردی. ممنونم که از خواب بیدارم میکنی و نمیزاری این مرتیکه.... من: هیس آنی منم باهاتم و دستشو گرفتم تو دستم و فشارش دادم راحت بخواب... بعد چند دقیقه چشاش کامال بی حرکت بسته موند ک فهمیدم خوابیده کاش...کاش زیبا هم مثل همسریابی همسان بود کاش یکم از مهربونیشو به سایت همسریابی همسان گزینی تبیان میداد.
واقعا اگه من جای سایت همسریابی همسان بودم با کسی که این کارو سرم بیاره اصن حرف نمیزدم
واقعا اگه من جای سایت همسریابی همسان بودم با کسی که این کارو سرم بیاره اصن حرف نمیزدم....تو همین فکر بودم ک خوابم برد.. .. چشمامو باز کرد ک دیدم همسریابی همسان کنارم نیست. نگاهی به صفحه گوشیم کردم ساعت یازده ونیم بود عین فنر سر جام نشستم امروز ساعت ده جلسه بوده. وااااای. زدم تو سرم اینم جواب خوبیام که سریع جوابشو گرفتم. سریع شماره همسریابی دوهمسان و گرفتم. سلام همسریابی همسان تبیان خوبی بی ما بد نگذره. ایشششش بی جنبه ایکبیری بنال دهنتو ببند همسریابی دوهمسان اه. احسان من خواب موندم.امروز جلسه داشتیم خاک برسر میشم پیش بابام.
رو من حساب کرده بود واسه این جلسه. میدونستم واسه همین جلسه رو انداختم عصر که هم مهمونامون یه استراحت کنن پروازشون از کره به ایران تاخیر داشت و اوناهم آدم بودن بیچاره ها و هم آقا به خواب نازش برسه. خب ممنون از کجا نمیخوای بدونی از کجا فهمیدم خوابیدی. آنا زنگ زد گفت همسریابی همسان یابی دیشب نخوابیده. امروز اگه امکان داره دیرتر بیاد. منم ادای جانم سایت همسریابی همسان نگو نمیگم رئیسارو در اوردم و گفتم چون شمایید مشکلی نداره اما سعی کنه دیگه تکرارنشه خودت غلط کردی خب تو غلط کردی. سایت همسریابی همسان گزینی تبیان من ک دستم ب تو میرسه بالاخره. همسریابی همسان یابی. ..
ادرس جدید همسریابی همسان گزینی میگم دیشب خوش گذشت.ببین چطوری دلبری کردی که خانمت زنگ زده واست اجازه خواسته. داد زدم همسریابی دوهمسان. نمیدونم اصلا کی قطع کرده بود این پسره دیوونه.من حتی یه بارم از این فکرا نکرده بودم واقعا من غلط بکنم برم سمت دختر جماعت دیگه توبه کردم هیچ دختری رو نخوام و دوست نداشته باشم