
چون اعتقادی ندارم و از نظرم هیچ دختری لیاقت عشق نداره. سعی نکن خودت و عذاب بدی، تو تا یک سال فرصت داری عاشقم کنی، دلبستم کنی، میدونم نمیشم ولی شرطی که کنار سایت همسریابی دائم آغاز نو باهات بستم پاش هستم تا اخرش، نمیگم کمکت میکنم، خندید چون بدبخت میشم، سایت همسریابی دائم آغاز نو ورود زندگیم و باید بهت بدم بعد. خندیدم و سرمو پایین انداختم پاشد و تابو آروم به حرکت در آورد بادی سرد وزید اما به سردی دلم نمیرسید.
هر وقت که تاب میخوردم از بادی که میوزید، حریر لباسم تکون میخورد وتوری که روی سرم بود و به بازی گرفته بود صدای نفس های عمیق سایت همسریابی دائم آغاز نو ورود و شنیدم یکم برگشتم که خوب ببینمش که با صورتی کبود شده مواجه شدم یکهو تاب و نگه داشت و ایستاد کامل برگشتم طرفش. دستی به موهاش کشید وبا کمال صداقت گفت: سایت همسریابی دائم آغاز نو صفحه اصلی وقتی تابت میدم تورت میخوره تو صورتم، بوی عطر و شامپوتم که داره دیوونم میکنه پاشو، پاشو بریم.
- بعد زیر لب گفت:
- یا یه امشبو بخیر بگذرون پاشدم خواستم برم که نرم و آروم پیشنیمو زیر لب
- گفت:
- چشم حسودا کور بشه چه انتخابی کردم با بهت بهش نگاه کردم لبخند جذابی زد
- گفت:
- بیا بریم الان میگن عروس داماد منتظر عقد بودن فقط که جیم بشن خنده ای کردم و سرمو انداختم پایین دست به دست به سمت جایگاهی که برامون آماده کرده بودن رفتیم چون اونموقع حالم خوب نبود مراسم بعد عقد انجام نشده بود
سایت همسریابی دائم آغاز نو پیامهای من انگشتشو فرو کرد و آورد
فیلمبردار و با یکی از کارگرا که سایت همسریابی دائم آغاز نو گرفته بود اومدن سمتمون ظرف عسلو دادن دست سایت همسریابی دائم آغاز نو پیامهای من انگشتشو فرو کرد و آورد سمت دهن من به آروم عسله روی انگشتشو خوردم نوبت من شد انگشتمو توش فرو کردم و به سمت سایت همسریابی دائم آغاز نو ورود بردم آخر انگشتمو بوسید من فاز اینو نمیفهمم از یک طرف میگه من مثل بقیه نیستم از یک طرف یک کارایی میکنه که واقعا آدم به عقلش شک میکنه من تا پایان شرط با این دیوونه نشم خیلیه نوبت کادو ها رسید سایت همسریابی دائم آغاز نو پیامهای من اومد سمتم با آرتام دست داد
سایت همسریابی دائم آغاز نو ازدواج موقت امیرو مردونه بغل کرد
گفت: آرتام جان میدونی که سایت همسریابی دائم آغاز نو زندگیه منه مواظبش باش نزار سختی بکشه سایت همسریابی دائم آغاز نو ازدواج موقت امیرو مردونه بغل کرد
گفت: خیالت تخت داداش حواسم هست سایت همسریابی دائم آغاز نو ورود اومد سمت من نیم ست طلیی که گرفته بودو بهم داد بغلش کردم و بغضم شکست محمکم فشارم داد شونه های اونم داشت میلرزید اشکام بیشتر روونه شد صدای مهسا اومد: ای سایت همسریابی دائم آغاز نو صفحه اصلی بسه دیگه عروسیه ناسلمتی بعدم سایت همسریابی دائم آغاز نو صفحه اصلیناراحت نباش هنوز شیش ماه دیگه پیشته بعدم از قدیم گفتن مال بد بیخ ریش صاحبش نترس خواهرت پیش خودته خواست ازم جدا بشه که روی شونشو بوسه زدم که اونم روی سرمو بوسه ی ریزی زد و گفت: میگن مال بد بیه ریش صاحبش ولی سایت همسریابی دائم آغاز نو رو فکر نکنم جزو بدا حساب بشه خندیدیم مهسا اومد سمتم و دستبندی که خریده بود رو بهن داد بغلم کرد و با صدایی گرفته گفت: خوشبخت بشی آبجی در گوشش گفتم: مرسی ولی نگاه کن اگه تو مهسایی که این سایت همسریابی دائم آغاز نو تلگرام عاشق و شیدای مارو تا دیوونه نکنی ول کن نیستی خنده ای کرد و ازم جدا شد کلفه روی صندلی نشسته بودم سایت همسریابی دائم آغاز نو ازدواج موقت و عمو مهیار و بقیه که توی این سالن بودن رفته بودن