ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل سحر
سحر
29 ساله از تهران
تصویر پروفایل ارش
ارش
38 ساله از اراک
تصویر پروفایل حامد
حامد
38 ساله از کرمانشاه
تصویر پروفایل هدیه
هدیه
45 ساله از قم
تصویر پروفایل فرید
فرید
37 ساله از کرج
تصویر پروفایل امید
امید
33 ساله از اردبیل
تصویر پروفایل روشنک
روشنک
25 ساله از تهران
تصویر پروفایل حسین
حسین
23 ساله از اهواز
تصویر پروفایل مسها
مسها
29 ساله از خمینی شهر
تصویر پروفایل علی
علی
35 ساله از بوشهر
تصویر پروفایل نسترن
نسترن
34 ساله از تهران
تصویر پروفایل رویا
رویا
39 ساله از شیراز

سایت بهترین همسر کدام است؟

چرا تیکه تیکه سایت بهترین همسر انلاین میزنی؟ سايت بهترین همسر چشمهاش رو بست و با حرص ولی تندتند گفت:بابات گفت حق برگشتن به اون خونه و طایفه رو نداری!

سایت بهترین همسر کدام است؟ - همسر


سایت بهترین همسر

با صدای حرف زدن دو نفر بیدار شدم. میگن پسرعموش رو کشتن. پسره این سایت بهترین همسریابی بزرگترین دوست داشته. برو بابا. پس چرا کشتنش؟ یه نفر هست که این زنش رو میخواد، به سایت بهترین همسریابی همون همه رو داره میکشه. به سایت بهترین همسریابی یه ایکبیری پسرای خوشگل مردم دارن پر میزنن! نه بابا! ماتشده به روبهروم نگاه کردم و بعد از چند لحظه جیغ بلندی کشیدم. همه چی یادم افتاده بود. همونطورکه جیغهای هیستریک میکشیدم دوباره از حال رفتم. حقش نبود اونطوری بمیره و سایت بهترین همسر هم حقم نبود جسد خونی برادر ناتنیم رو ببینم. لباس سفیدی تنم بود و توی یه جنگل سبز در حال راه رفتن بودم. صدای آب میاومد و من سردرگم دنبال چیزی میگشتم. از این حال و احوالم متنفر بودم؛ سردرگمی سایت بهترین همسر جدید رو میکشت و سایت بهترین همسر حالم خوب نبود.

بالاخره بعد از کلی راه رفتن، چشمهی آب سایت بهترین همسریابی بزرگترین پیدا کردم.

بالاخره بعد از کلی راه رفتن، چشمهی آب سایت بهترین همسریابی بزرگترین پیدا کردم. به طرف مردی رفتم سایت بهترین همسریابی دایم دوهمدم پشتش بهم بود و پاهاش رو داخل آب گذاشته بود. پاهام ناخودآگاه به سمت اون میرفتن. کنارش نشستم و دستم رو روی دستای سردش گذاشتم. به طرفم برگشت! بغض گلوم رو فشرد. اون کیان بود. لبخندی به روم زد و زمزمهوار گفت: دخترعمو؟ خیلی دلم واست تنگ شده بود. میخواستم بیام ازمیر ببرمت، کنار خودم باشی، اما...! لب باز کردم. کیان؟ چرا کشتنت؟ میدونی چقدر حالم بده؟ سایت بهترین همسر جدید.... هیش...عزیزم! تو فرصتهای خوبی داری، یکی هست سایت بهترین همسریابی دایم دوهمدم عاشقته. نمیخوام بهت بگم. نمیخوام حقایق رو بفهمی، ولی مهسا جانم؟ با عمو سایت بهترین همسر توران بد نباش! اون خیلی واسه به دست آوردنت زحمت کشیده. تا خواستم چیزی بگم، از دیدم ناپدید شد و یکی محکم تکونم داد. چشمهای بستهم رو به هر زوری سایت بهترین همسریابی دایم دوهمدم بود باز کردم.

نگاهم به نگاه خسته و نگران سایت بهترین همسر توران دوخته شد

نگاهم به نگاه خسته و نگران سایت بهترین همسر توران دوخته شد. یاد حرفهای کیان افتادم. اون به خوابم اومده بود. پس حالش خوبه! سایت بهترین همسر صدام زد: ماهم؟ حالت خوبه؟ تو که سایت بهترین همسر جدید رو نصف جون کردی! راستم میگفت لاغر شده بود و تهریشش هم در اومده بود. هنوز هم جذاب بود. لب زدم: ام...یر، آ...ب. جان دلم؟ الان برات میارم. بعد از چند لحظه با لیوان آب خنکی کنارم ایستاد و گردن خشک شدم رو بلند کرد. لیوان رو کنار لبم گذاشت و کمی ازش رو خوردم. چند وقته بیهوشم؟ یه، ۲۸_۲۷روزی میشه! چی؟ آره، تو زمان نبودنت خیلی اتفاقا افتاد. جسد کیان رو ایران فرستادن. همه فکر میکنن به سایت بهترین همسریابی تو خودشو کشته، نمیدونم گفتنش درسته یا نه.... سايت بهترین همسر! بگو.

بابات زنگ زد و گفت، حق نداری...چیز...یعنی، نمیتونی بری! کجا برم؟ چرا تیکه تیکه سایت بهترین همسر انلاین میزنی؟ سايت بهترین همسر چشمهاش رو بست و با حرص ولی تندتند گفت: بابات گفت حق برگشتن به اون خونه و طایفه رو نداری! با ُبهت نگاهم رو به سقف روبهروم انداختم. سایت بهترین همسر! تقدیر من تا کجا میخواست سایت بهترین همسر جدید رو عذاب بده؟سایت بهترین همسر توران صدام زد: مهسا؟ ناراحت نباش. قول میدم تا ابد برات بمونم. بغضم رو پنهون کردم و نگاهی بهش انداختم. نیستم. اونا منو چند وقت پیش ولم کردن. الان دیگه این سایت بهترین همسر انلاین منو نمیشکونه. ولی باور کن سایت بهترین همسریابی دایم دوهمدم داشتم از تو میشکستم. حق سایت بهترین همسر این مدل زندگی کردن نبود.

مطالب مشابه