ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل سارا
سارا
36 ساله از مشهد
تصویر پروفایل آیناز
آیناز
43 ساله از مراغه
تصویر پروفایل لیلی
لیلی
35 ساله از تهران
تصویر پروفایل علیرضا
علیرضا
46 ساله از تهران
تصویر پروفایل کیوان
کیوان
49 ساله از تهران
تصویر پروفایل سیامک
سیامک
40 ساله از قم
تصویر پروفایل حامد
حامد
30 ساله از تبریز
تصویر پروفایل اماندا
اماندا
27 ساله از مشهد
تصویر پروفایل زینب
زینب
37 ساله از بوشهر
تصویر پروفایل بیتا
بیتا
43 ساله از تهران
تصویر پروفایل بدون نام
بدون نام
31 ساله از شیراز
تصویر پروفایل مینو
مینو
49 ساله از تهران

دوست یابی صیغه ای در ایران

دلم آرامش میخواست با دلم لج کردم ازدلم متنفر بودم از خود لعنتیم که یه بی احساس سنگ دلو توش جا داده بود تف تف تو دل منی چرا داری منو عذاب میدی

دوست یابی صیغه ای در ایران - دوست یابی


دوست یابی صیغه ای

آریای نفهم فکر کرده من قبول میکنم بایه آدم دم دمی مزاج بازم زندگی کنم...هه.. خودمم خوب میدونم دوست یابی صیغه ای ایفون تموم زندگیمه. وبغض گلومو گرفت. دلم آرامش میخواست با دلم لج کردم ازدلم متنفر بودم از خود لعنتیم که یه بی احساس سنگ دلو توش جا داده بود تف تف تو دل منی چرا داری منو عذاب میدی چرا دوست یابی صیغه ایتا رو به رخم میکشی  لعنتی.رفتم سمو کمد جعبه ویالونو در اوردم با گریه عارشه و ویالون و در اوردم یه مانتوی مشکی و یه شال. با همون صندلا رفتم بیرون از اتاق با خودم حرف میزدمو از پله ها رفتم پایین. بچه هد داشتن دور هم چایی میخوردن.

دوست یابی صیغه ای ایرانیان کجا آجی

احسان: دوست یابی صیغه ای ایرانیان کجا آجی. دوست یابی صیغه ای ایفون: آنا چی شده. با صدای خفه گفتم: میخوام تنها باشم تو حیاطم. بی توجه به ادامه حرفاشون رفتم تو حیاط. زیر بارون راه میرفتم هیچ وقت اینطوری دیوونه نشده بودم معلوم نیست چه مرگم. رفتم به سمت آلاچیق گوشه حیاط. دوس داشتم تا صبح انقد با عارشه و ویالنم ور برم که آروم شم.این همون اشکایی بودن که نباید میومدن.

یکی داشت از تو تاریکی بهم نزدیک میشد.حتما احسان. بیتوجه بهش کار خودمو میکردم. هرچی بیشتر مینواختم اشکم بی پرواتر میومد رو گونه هام و داغیشون بدتر محتاجم میکرد.بعد از آهنگ سرمد بر داشتم این آریای دوست یابی صیغه ای بود این عشق دوست یابی صیغه ای بوشهر بود خیس بارون بود هیچ لباسی تنمش نبود جز یه پولیور مشکی که جز تنش شده بود واز خیسی بارون. یه جین مشکی پاش بود. یه کتونی سفید.

وخیره شده بود به دوست یابی صیغه ای ایران. کم نیوردم و ادامه دادم. با بغض میخوندمو ادامه میدادم. اومد نزدیک و نزدیک تر. واستادمو سرمو انداختم پایین. چیه؟ آره مچمو گرفتی آره تو خیلی زرنگی. انگشت اشاره مو اوردم بالا و گفتم نیا نزدیک نیا. تو مال دوست یابی صیغه ای نیستی. آره.

دوست یابی صیغه ای بوشهر عاشقم عاشق یه سنگ.

دوست یابی صیغه ای بوشهر عاشقم عاشق یه سنگ. مگه چیه مگه خودت عاشق نشدی ب دست حولش دادم و گفتم.برو برو عقب دوست یابی صیغه ای نمیخوام بازم بهت وابستع شم. با داد که از زوره گریه مث جیغ شده بود. برو دوست یابی صیغه ای اینترنتی و بغل کن این جای دوست یابی صیغه ای ایران نیست دوست یابی صیغه ای بوشهر دوست یابی صیغه ای ایلام نیستم. میخوام بمیرم ولی بازم اونجا نیام برو تو ترحم نمیخوام بزار تو حال خودم باشم. آری تو منو شکوندی. دوست یابی صیغه ای و داشتی و پای اونو تو زندگیت باز کردی لعنتی تو کاری کردی با خودمم لج کردم.

مطالب مشابه