
زیر پاشون به دعوا فیلم عشق سالهای وبا بدون سانسور دادم یادش بخیر همیشه کسی که دعوای بین مامان و فیلم عشق سالهای وبا دوبله فارسی بدون سانسور
فيلم عشق سالهاي وبا رو خاتمه میداد
یا بابا و امیر و فيلم عشق سالهاي وبا رو خاتمه میداد من بودم چقدر فیلم عشق سالهای وبا برای همین شغل فیلم عشق سالهای وبا دوبله فارسی باهاش دعوا کرد مخالف بود خیلیم مخالف ولی امیر دوست داشت این شغلو و بازم کار خودشو کرد و گرنه هم کنکور شرکت کرد هم رتبه آورد چقدر بابا فیلم عشق سالهای وبا بدون سانسور اونروز خوشحال بود از رتبه آوردن فیلم عشق سالهای وبا نماشا چقدر زود گذشت شادیهای متلقمون چقدر روزی که من روانشناسی قبول شدم یک سال قبل از کشته شدن بابا بود که اونروز بهم فقط یک حرف زد.
رستا بابایی تو از بچگی فقط ستاره ی سهیل من بودی دوستت دارم فیلم عشق سالهای وبا دوبله فارسی بدون سانسور و سوئیچ ماشینی که برام خریده بود رو بهم داد بعد از رفتنشون انگار روح منم با خودشون بردن منم شدم یک کسی که روی تنش پر از جای زخمه و هر روز یکی میره اون زخنارو عمیق تر میکنه فیلم عشق سالهای وبا رو بردم تو آشپزخونه تهدیدش کردم پاشه بره لباساشو عوض کنه بیاد.
کسی که باید باشه فیلم عشق سالهای وبا نماشا
با کلی تو سر و کله زدن راضی شد برای شب کلی غذا درست کرده بودم همه بودن آخه همه ی دوستامون و صد البته کسی که باید باشه فیلم عشق سالهای وبا نماشا و پدر و برادر و خواهر آرتام هم بودن خیلی دوست داشتم.
ببینم شخصیتشون چه شکلیه فیلم عشق سالهای وبا دوبله فارسی میگه وقتی من بچه بودم با ما رفت و آمد خانوادگی داشتن ولی من که یادم نمیاد با فیلم عشق سالهای وبا دوبله فارسی بدون سانسور کیک و کلی دسر درست کردیم نگینم که مثل اومده بود کمک اصل پیداش نیست ساعت پنج بود که همه ی کارا تموم شد خونه هم که با مهرا و رها بود و دیگه میدونم از بچگی فیلم عشق سالهای وبا بدون سانسور همینطوره بهش یک کاریو بسپری به بهترین شکل انجام میده فیلم عشق سالهای وبا اومد و ازم لباس گرفت و رفت توی اتاق مهمون تا حاضر بشه رفتم دم در اتاق فيلم عشق سالهاي وبا در زدم که صدای فیلم عشق سالهای وبا دانلود شنیدم بیا تو رفتم تو و هییی صدا داری گفتم: فیلم عشق سالهای وبا دوبله فارسی مثل در زدم خب بگو نیا تو ای بابا رستا غریبه که نیستی بیا بابا کاری داشتی باهام ؟ اره ساعت پنجه پاشو حاضر شو پاشو باشه ای گفت از اتاق بیرون رفتم و دیگه رفتم.
که کارای خودمو بکنم اینقدر خسته بودم که حس میکردم تموم بدنم کوفتس اول رفتم دوش گرفتم دستام درد گرفته بود اینقدر که موهامو شستم هرچی فوش بلد بودم به زمین و فیلم عشق سالهای وبا نماشا دادم امشب باید یک جوری خودمو درست کنم که بجای اینکه فیلم عشق سالهای وبا بدون سانسور عاشقم بشه مامانش و خواهرش عاشقم بشن خنده ی موزیانه ای توی آینه زدم همه ی موهامو خشک کردم درسته سخته شستنشون ولی بعدش با بلندیش و دیدن رنگ موهام کلی ذوق میکردم یادش بخیر همیشه فیلم عشق سالهای وبا موهامو با گیره می بست میگفت میریزه تو خونه کاش الان بود و میدید که همه هستن و جای خالی فیلم عشق سالهای وبا بدون سانسور نماشا دوتاست که منو اذیت میکنه رفتم سر کمدم یک شلوار دمپا مشکی که بالاهاش چسب بود پام کردم با یک کت آستین سه ربع سفید درسته توی آذر بود ولی هوا اونقدراهم سرد نبود اونم توی خونه! زیر کتم یک تاپ مشکی تنم کردم ساعت سه بنده ی فیلم عشق سالهای وبا دانلود رو دستم کردم و آرایش ملیح مسی هم ردی صورتم نشوندم موهامم که پاییناش فر بود و نیاز به دست زدن بهشون نبود یک تل قشنگ و کار شده ی مشکی هم روی موهام که فرق وسط داده بودم زدم