
محض اطلعتون خانم رادمهر برنامه های دوستیابی اپل برنامه های دوستیابی ایفون هستم جدید اداره ی آگاهیتون دلیل پیشنهادمم بهتون این بود که در جریان بزارمتون واقعا یک لحظه مات و مبهوت شدم یعنی نفر چهارم که گفت نرم افزار های دوست یابی ایفون ؟؟؟؟؟ برنامه های دوستیابی اپل فرزین درجه یک کشور که هوایی هارو قبول میکنه یعنی اینه ؟؟؟؟؟
واقعا تعجب کرده بودم فکر نمیکردم همچین آدمی باشه ولی نمیخواستم فکر کنه که الان باید گوش به حرفش باشم بهش گفتم: هستی که هستی ولی یادت باشه من برنامه های دوستیابی ایفون رادمهر به هر کسی افتخار نمیدم جناب الانم فقط برای رو کم کنی جناب عالی اومدم مطمئنی به هرکسی افتخار نمیدی ؟؟؟؟؟؟ برنامه های دوستیابی برای ایفون چی بود پس ؟؟؟؟؟؟
قلبم از کار ایستاد احساس کردم تموم دنیا داره دور سرم میچرخه حسان هرکسی بود ؟؟؟؟ به عشقم توهین کرد ؟؟؟؟؟ با نفرت توی چشماش زل زدم نگاه کنین هرچی گفتین هیچی نگفتم ولی حق نداری به عش.. .... برنامه های دوستیابی اپل ؟؟؟؟؟؟؟
عاشقش شدی برنامه های دوست یابی در ایفون
اون فقط تورو بخاطر هوس میخواست ولی توی احمق عاشقش شدی برنامه های دوست یابی در ایفون ؟؟؟؟ دِ تموم کن نرم افزار های دوست یابی ایفون بازی مسخررو هه از عشقم حرف میزنه جناب برای من افکار فرهیخته ی برنامه های دوستیابی برای ایفون مهم نیست فقط بدون بد تقاص میدی بد اینقدر عصبانی بودم که هیچی برام مهم نبود خوب جایی صحبت کردیم دقیقا جایی که صدای آهنگ کر کننده بود و هیچکس صدای مارو نمیشنید انتقام میگی رم ازش بدم میگیرم یکبار گذشتم دوبار گذشتم سه بار گذشتم ولی اینبار بد میبینه خیلی بد رفتم سر میز اصل حواسم نبود قضیه مسموم کردن نوشیدنی هارو بگم به اون خود شیفته وقت پخش کردن نوشیدنی ها شد.
وقت پخش کردن نوشیدنی ها شد خدمتکارا انواع و اقسام نوشیدنی هارو توی سینی های مخصوص گذاشته بودن و پخش میکردن به سمت میز ما اومدن برنامه های دوستیابی اپل میخواست بردارع واایییی برندار آروم لب زدم: برندار. نفهمید ای دستش رفت سمت جام شربت ابروهامو بالا دادم دوباره گفتم: نه برندار برنامه های دوستیابی ایفون بابا باز نفهمید برداشت جامو نرم افزار های دوست یابی ایفون و آرتام هم برداشتن سینی رو روبه روم گرفتن گفتم: برنامه های دوستیابی ایرانی برای ایفون مرسی نمیخورم چندبار دیگه اصرار کرد ولی برنداشتم برنامه های دوست یابی در ایفون خواست بخورع که از زیر میز چند بار به پاش زدم متوجه نشد ای باید یک کاری کنم از سر جام پاشدم دوقدم از صندلی فاصله گرفتم یکجوری وانمود کردم که حالم بده و سرم گیج میره از زیر چشم امیر و می پاییدم که مبادا بخوره برنامه های دوستیابی برای ایفون حواسش نبود.
به من دست به کار شدم و خودمو پرت کردم روی زمین و قلبم رو گرفتم بگیره نقشم صدای برخوردم با زمینو برنامه های دوست یابی در ایفون شنید و هیییی بلندی گفت و به سمتم اومد نرم افزار های دوست یابی ایفون
بهترین برنامه های دوست یابی ایفون حالش بده
ساترا بیا بهترین برنامه های دوست یابی ایفون حالش بده نمیتونستم واکنشاشونو ببینم چون چشمامو بسته بودم احساس کردم همه دورم جمع شدن چون صدای همهمه زیاد شده بود سرم روی پای یک نفر قرار گرفت و بعد صدا کردنای امیر پس اون شخص امیره برنامه های دوستیابی ایفون ؟ ستیا جان ؟ چشماتو باز کن مهسا: ساترا قلبش میدونی قرصای قلبش کجاست ؟؟؟ کامران: مگه قلبش مشکل داره ؟؟؟ بله از بچگی بوده فهمیدیم نمیخواست بگه توی اینجوری شده صدای برنامه های دوست یابی در ایران برای ایفون اومد واا مهسا: نه عزیزم قلبش با باطری کار میکنه