ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل مجتبی
مجتبی
38 ساله از مشهد
تصویر پروفایل گوهر
گوهر
50 ساله از شیراز
تصویر پروفایل محمد
محمد
33 ساله از شیراز
تصویر پروفایل زهرا
زهرا
45 ساله از کرج
تصویر پروفایل مریم
مریم
31 ساله از تهران
تصویر پروفایل احسان
احسان
38 ساله از ارومیه
تصویر پروفایل حسین
حسین
21 ساله از قم
تصویر پروفایل لیلی
لیلی
35 ساله از تهران
تصویر پروفایل ایرج
ایرج
40 ساله از خمین
تصویر پروفایل برکه
برکه
40 ساله از تهران
تصویر پروفایل الناز
الناز
38 ساله از گرگان
تصویر پروفایل ایمان
ایمان
43 ساله از اصفهان

دانلود اپ دوستیابی بادو

اپلیکیشن دوستیابی بادو ملیمی پخش شد و زوج ها به وسط رفته بودن سعی کردم تماشا گر باشم که دستی جلوم دراز شد سرمو به بالا بردم اپ دوستیابی بادو بود

دانلود اپ دوستیابی بادو - اپ دوستیابی


اپ دوستیابی بادو

رفتم سمت اپ دوستیابی بادوی که صدای پچ پچ شنیدم گوشامو تیز کردم و از حرفایی که شنیدم تعجب کردم امشب دقیقا همون اتفاقی که نباید بیفته میفته رفتم جلوی آینه که روبه روی در اتاق بود که هم باعث جلب توجه نشم هم حرفارو واضح بشنوم صدای کاوه میومد: اپ دوستیابی بادو امشب باید توی تمام نوشیدنی ها قرص های خواب آور رو میریزی به اکرمم بگو بفهمم دست از پا خطا کردید کاری میکنم.

که مرغای آسمون به حالت گریه کنن حواست به دانلود اپ دوستیابی بادو باشه که با اشتباه شما اون تباه میشه میفهمی که چی میگم شخص مقابلش که نمیدونم کی بود گفت: بله اقا مطمئن باشید با اپ دوستیابی بادو کاری نداشته باشید کاوه: بستگی به خودت داره یالا برو کارت رو انجام بده بدو منوچهر صدای دستگیره ی در اتاق اومد سریع خودمو با آینه مشغول کردم.

اپ دوستیابی بادوا وحشتناک بود

کاوه اومد بیرون نمیدونم چرا اینقدر از این میترسیدم اصل چشماش یک ترس خاصی رو بهم منتقل میکرد چشماش مثل اپ دوستیابی بادوا وحشتناک بود کاری داشتی اپلیکیشن دوستیابی بادو ؟؟؟؟

اپ دوستیابی بادوی اگه همچی لو بره هیچوقت خودمو نمی بخشم قلب اومده بود توی دهنم سعی کردم خونسرد باشم نه اومده بودم دانلود اپ دوستیابی بادو بخورم آب خوردن جلوی آینه ؟

اپ دوستیابی بادوج که همین باشه

فکر نکنم بشه هه! و پوزخندی زد واای سوتی دادم نه اب خورده بودم داشتم برمیگشتم شما تشریف فرما شدید متوجه شدید حالا ؟؟؟؟ اپ دوستیابی بادوج که همین باشه و فکر من غلط باشه و گرنه بد میبینی سعی کنید افکارتونو درست کنید اپلیکیشن دوستیابی بادو کی مرام مطمئن بودم یکم دیگه پیش میرفت قش میکردم مثل یک بره بودم که جلوی یک گرگ وایستاده واقعا نمیدونستم چرا اینقد ر ازش میترسیدم ولی واقعا ترسناک بود بعد از ده دقیقه رفتم توی سالن عمارت و سر میز اپلیکیشن دوستیابی بادو ملیمی پخش شد و زوج ها به وسط رفته بودن سعی کردم تماشا گر باشم که دستی جلوم دراز شد سرمو به بالا بردم اپ دوستیابی بادو بود افتخار میدید دوشیزه ؟؟؟؟؟؟ پوزخندی زدم و گفتم: فکر نمیکنم همچین اجازه ای رو داده باشم بهتون پوزخند متقابلی زد و گفت: الان باید افتخارم بکنید که این پیشنهادو دادم بهتون چون به هرکسی پیشنهاد نمیدم نکنه دل و جراتشو ندارید یا یاد ندارید اینکارو بکنید ؟؟؟؟؟؟

اپ دوستیابی بادوی! فکرش میکردم عرضه نداشته باشی و بعد با غرور توی چشمام زل زد دیگه واقعا داشتم جوش میاوردم اپ دوستیابی بادوجه الان به من توهین کرد ناخونامو توی دستم فشار میدادم تا بلکه عصبانیتم کم بشه اگه شده برای رو کم کنی تو هم که شده قبول میکنم با خونسردی تموم پاشدم بالاخره من هرکی نیستم من رستا رادمهر زمینت میزنم آقای اپ دوستیابی بادو فرزین بریم ببینیم کی کم میاره آقا آرمان اپلیکیشن دوستیابی بادو با مسخرگی گفتم.

کنار هم رفتیم وسط پیست رقص تقریبا میشد گفت نصف سالن وسط بودن آهنگ لایت ترکی پخش میشد دستای آرتام دور کمرم و دستای دانلود اپ دوستیابی بادو روی شونه هاش قرار گرفت هردو با نگاهی طوفانی همدیگه رو نگاه میکردیم بهش گفتم: اپ دوستیابی بادوا فکر نمیکردم اینقدر پست باشی خرید و فروش انسان ؟؟؟ هه! بعد ادعای خوب بودنم میکنی جالبه صورتش قرمز شده بود از زیر دندوناش گفت: بهتره به رییست احترام بزاری خانم سروان چی ؟؟؟؟ رییس ؟؟؟؟

مطالب مشابه