
یه جوری شد اما زیاد بهش توجهی نکردم نباید که تا صبح اینجا بشینی بذار بلندت کنم بوسه عاشقانه از لب نشانه چیست نه...لطفا...تکونم نده بلندش کردم و به سمت تخت بردمش میرم پایین یه چایی و نبات برات بیارم که هم فشارت نیفته هم شکمت بهتر بشه توهم تا اون موقع لباساتو عوض کن بی حرف بلند شدم و از اتاقش بیرون اومدم وارد آشپزخونه که شدم سریع آبو روی گاز گذاشتم تا سریع به جوش بیاد به سمت کابینت رفتم و دارچین و زنجبیلو برداشتم یکم دنبال نبات گشتم تا بالاخره تونستم پیداش کنم وقتی آب به جوش اومد توی یه لیوان بزرگ که مخصوص دمنوش بود ریختم و توش دارچین و زنجبیل های آسیاب شده ای که برای سولین خریده بودیم یه نبات توش ریختم و همش زدم یه لحظه به این فکر کردم چرا اینقدر دارم به بوسه عاشقانه از لب اهمیت میدم و براش جوشونده درست میکنم اما بعدش شعر عاشقانه بوسه و بوسیدن با این حرف آروم کردم که اون عضوی از این خونوادس درضمن حالش خوب نیست خب باید کمکش کنم نمیشه که همینطور به امون ولش کنم لیوانو برداشتم و به سمت اتاق بوسه عاشقانه از لب به راه افتادم
شعر عاشقانه بوسه و بوسیدن دوباره به صورتم برگردوندم
سعی کردم قیافه سرد و جدی شعر عاشقانه بوسه و بوسیدن دوباره به صورتم برگردوندم به اتاقش که رسیدم خواستم در بزنم برم تو که صدای غرغراشو از پشت در شنیدم سری به نشونه تاسف تکون دادم و در زدم دختره خوددرگیری مغزی داره دستگیره درو پایین کشیدم و وارد اتاقش شدم المپ اتاقش روشن بود لباساشو هم عوض کرده بود نمیدونم لباس بادمجونی مهمونی که تنش بودو کجا انداخته بود اما معلوم بود سربه نیستش کرده تا من چشمم بهش نیفته همینکه چشمش به من افتاد با خجالت باز سرخ شدو روشو ازم گرفت به سمتش رفتم و لیوانو روی میز کنار تختش گذاشتم با یه نگاه جدی به سمتش برگشتم که اصالا به من نگاه نمیکرد بگیر بشین اینو بخور دنبال چی میگردی؟
بوسه عاشقانه از لب که حسابی هول کرده بود با همون سر افتاده و خجالتی که داشت از شدت سرخ شدنش میکشید گفت: بوسه عاشقانه از لب چیز مهم نیست تو برو بخواب زحمتت شد ببخشید چیزی لازم داری بگو من تهیش کنم و بعد با تخسی بهش نگاه کردم که دیدم قیافش یه طوری شد نمیخواستم بیشتر از این سربه سرش بذارم به خاطرهمین به سمت در خروجی اتاقش رفتم و با یه جمله از اتاقش بیرون اومدم کاری داشتی بیا به من بگو نرو پیش سولین حالش زیاد خوب نبود قرصاشو خورده خوابیده شب خوش) بوسه عاشقانه از لب نشانه چیست از شدت خجالت روبه موت بودم یعنی دلم میخواست زمین دهن باز کنه من برم توش امشب خیلی گند زده بودم اون از باالا آوردن روی لباسش اینم از این یعنی از این اتفاقات بدتری هم میتونست رخ بده و نداد/: جوشونده ای که بوسه عاشقانه از لب نشانه چیست درست کرده بود حسابی حالمو جا آورد واقعا آرومم کرده بود لیوانو برداشتم و از اتاق با احتیاط زدم بیرون نمیخواستم
فعال شعر در مورد لب و بوسه رو ببینم دوباره سرخو سفید بشم
فعال شعر در مورد لب و بوسه رو ببینم دوباره سرخو سفید بشم وای فردارو بگو چه طوری تو چشماش نگاه کنم: /اگه جلوی بچه ها به روم بیاره یا حتی مسخرم کنه چی؟هرچند فکر نکنم تا این حد بیشعور و بی فرهنگ باشه از پله ها پایین رفتم و وارد آشپزخونه شدم لیوانو روی سینک ظرفشویی گذاشتم به سمت یخچال رفتم ضعف شدیدی کرده بودم به خاطرهمین با لذت خاصی چندتا نون خامه ای از توی یخچال برداشتم و توی همون یخچال چپوندم تو دهنم درحالیکه به زور داشتم میجوییدم یکم دیگه گشتم ببینم چیزی از الویه عصر مونده که با شنیدن صدای خش خش خفیفی توی آشپزخونه خشکم زد صدای چی بود؟وای نکنه موش باشه به باالا پله ها نگاه کردم دیدم شعر در مورد لب و بوسه درحالیکه لباس بیرون تنشه از آخرین پله باالا رفتو از دیدم پنهون شد) یه ماه بعد (یه ماهی میشه که از اون ماجرا میگذره هم من فراموشش کرده بودم و هم پاشا رابطه بین منو پاشا توی این یه ماه واقعا تغییر کرده بود مدام باهم سرلج بودیمو جروبحث میکردیم کم کم شعر در مورد لب و بوسه داشت جای دامونو میگرفت اما برعکس پاشا دامون باهام خیلی بهتر رفتار میکرد