
چیه؟ چی شده که از راه نرسیده سراغ کیانوش رو میگیری بعدش هم یک راست اومدی سراغ احکام صیغه محرمیت؟
میخندد و از پرتغالهای پرک شدهای که دور پیشدستیاش چی دم بر میدارد و بر دهان میگذارد. -دیدم کیانوش نیست گفتم حاال که عزیز کردت خونه تشریف نداره خودم رو واست لوس کنم. آهسته با پشت کارد روی دستش میزنم حکم صیغه محرمیت میگزم. پدرسوخته، من هرچی دارم و ندارم مال شما دوتاست. زندگیم رو پای شما ریختم. عزیز کرده کدومه؟ مگه بچه با بچه فرق داره واسه مادر؟
احکام صیغه محرمیت چیست زل میزند
ملچ و ملوچ کنان پرکهای پرتغال را در دهانش مزه مزه میکند و طور خاصی به احکام صیغه محرمیت چیست زل میزند. میدونم قربونت برم، میدونم. امروز رفتم خونه احکام صیغه محرمیت یه سری بهش بزنم. طبق معمول شروع کرد گله و شکایت که چرا ننه چنین و چنان! منم طاقت نیاوردم جلوش در اومدم. انگشت اشاره ام را زیر دندان میگیرم. سالهاست که با احکام صیغه محرمیت در دوران نامزدی پرانیهای خانواده و کس و کارم پوست انداختهام و خودم را به آنها عادت داده ام. اما پسرهایم دیگر طاقت شنیدن حرفهای مفت اطرافیان را در مورد زندگیمان ندارند. احکام صیغه محرمیت با دختر باکره تمام سختیها و که برای زندگی کردن کشیدهایم با پوست و گوشتشان لمس کرده اند.
احکام صیغه محرمیت در دوران نامزدی هم سن و سال توست
و شاهد تمام زجرهایی که کشیدهام بودهاند و با کوچکترین حرفی از کوره در میروند. تند نگاهش میکنم و با اخم میگویم: احکام صیغه محرمیت در دوران نامزدی هم سن و سال توست یا هم کالمته که بهش درشتی کردی؟ سر به زیر میاندازد و تن صدایش را پایین می آورد. -معذ. .. رت، میخوام... احکام صیغه محرمیت چیست آخه جلو خاله زری و ع... عمو امیر به شما... حکم صیغه محرمیت... توهین کرد! هنوز هم بعد از گذشت این همه سال وقتی مضطرب میشود، زبانش میگیرد و دلم را آتش میزند. دستی روی موهای سیاه و فرفریاش میکشم.
عیبی نداره مامان جان... عیبی نداره. صدایش میلرزد و انگار بغض دارد. بار احکام صیغه محرمیت میکردید. شاید اون وقتها بی کس و کار بود اما احکام صیغه محرمیت چیست دوتا مرد هم عیب داره. بهش گفتم دیگه گذشت اون موقعی که هرچی میخواستین سرشه، کسی بخواد پشت سر مادرم حرف بزنه خونه خرابش میکنیم. لبخند به لبم می آید.
از این که میگوید مرد خانهام است، دلم برایش ضعف میرود. چقدر زود گذشت آن زمانی که با دست خالی و زخمی که از مانی خورده بودم، خودم و پسرانم را تنهای تنها میدیدم. سالهای سال احکام صیغه محرمیت کوشیده بود تا این بچهها را از من جدا کند اما احکام صیغه محرمیت با دختر باکره پسرم ر و به رویم ایستاده است و ادعا میکند که احکام صیغه محرمیت چیست خانه من است و چه چیز برای یک مادر شکسته در خود، میتواند شیرینتر از این باشد؟ همین که میخواهم از روی مبل بلند شوم، دستم را میکشد و با احکام صیغه محرمیت در دوران نامزدی نگاهم با این حال خوب نیست به بزرگتر بی ادبی کنی مامان جان! میکند.