
چند دقیقه بعد بازم تلفن زنگ خورد.خانم رو بیارید. چشم. لباسمو مرتب کردمو رو برداشتم و رفتم سمت در و دوتا تقه به در زدم و رفتم تو کانال همسریابی موقت تهران پشت میز نشسته بود سرش پایین بودو داشت یه سری برگه رو امضا میکرد احسانم نمیدونم چرا انگار یه کاری کرده بود که لبخند رولب نگاهم میکرد. خانم این برگه های روی میزو بدین ب شین تا امضاء کنه و بیارین اینجا و همچنین این...این و بابلند کردن سرش منو دید.
سلام تو اینجا چکار میکنی فکر کردم منشی هستی بفرما بشین. منم با جدیت گفت آقای مدرس من منشی جدیدتونم. احسانم داشت ریز ریز میخندید جدی!! بهت تبریک میگم. اما کانال همسریابی موقت شیراز خان اینجا رییس نداره ها. کانال همسریابی موقت اصفهان پاشو رو اونیکی انداخت و گفت احسان: چرا داره پس من اینجا چکاره ام آقای مدرس.
عجب رویی داری تو کانال همسریابی موقت همدان
کانال همسریابی موقت مشهد: عجب رویی داری تو کانال همسریابی موقت همدان خندمو به زور کنترل کرده بودم باور کن کانال همسریابی موقت جدیدا دیگه خودمم باهاش مشکل دارم رو که رو نیست سنگ پای قزوینه.و با دستش کلی ادا در اورد من کانال همسریابی موقت مشهد که ب زور جلو خنده مونو گرفته بودیم دیگه با اینحرف ترکیدیم. کانال همسریابی موقت تهران: خانم رفیع این تا فردا درست کنید احسان: راستی ایشون مشاور حقوقی هم شدن. کانال همسریابی موقت یه شکلی شد که خودمم خندم گرفت یهویی شد عالمت تعجب. کانال همسریابی موقت هلو: احسان پس نقش من اینجا چیه. نباید بدونم.برگ چغندرم. احسان: نگو دادا بال نسبت برگ چغندر.
کانال همسریابی موقت هلو میخواست با خودکار بزنه ب کانال همسریابی موقت همدان
کانال همسریابی موقت هلو میخواست با خودکار بزنه ب کانال همسریابی موقت همدان ک احسان سریع پاشد و فرار کرد سمت در. واه عشقم کمتر محبت کن الان مردم چی فکر میکنن. و به من اشاره کرد.كانال همسريابي موقت باز خواست کاری کنه ک سریع درو بست احسان که رفت بیرون رو به کانال همسریابی موقت گفتم. آقای مدرس اگه با هر کدوم از پستای من ایرادی دارین میتونید بگید من میرم. به پشتیه صندلی تکیه دادو دست ب سینه شدو با حالت اخمی گفت: نه اینطوری بهتره.بعد ازتعطیلیه شرکت خواستم برم تاکسی بگیرم که احسان ماشینو جلو پام پارک کرد دوست نداشتم از ناراحتیم با خبر بشه. با لبخند سوار ماشین شدمو سالم آجی خسته نباشید. چرا با کانال همسریابی موقت تهران وشین نرفتی. منو چه به کانال همسریابی موقت مشهد و سو شین. اوه او چه توپ پری پس چی شما به شوهرت ربط نداشته باشی باید به بز شاخ طال ربط داشته باشی. اون شوهر من نیست. معلوم شد اخماش رفت تو هم. کانال همسریابی موقت شیراز درست صحبت کن این حرفا در شان تو نیست.
کانال همسریابی موقت هلو هرچی باشه شرعاشوهرته.
کانال همسریابی موقت هلو هرچی باشه شرعاشوهرته. احسان قانونیو شرعی از دید تو چیه؟ اینکه شوهرت جلو چشت بایه دختر هم تخت بشه و توهیچ غلطی نکنی این کجاش شوهره که اسمش رو منه و نگاهش رو یکی دیگه کانال همسریابی موقت اصفهان ماشینو بغل جاده پارک کرد و گفت: کانال همسریابی موقت شیراز چی داری میگی. خواهری آروم باش.مگه میشه ؟كانال همسريابي موقت و این حرفا! آره شده. آجی عزیزم مگه من مردم مگه احسان مرده باشه و تو اشک بریزی عزیز دلم. گریه ام باصدای بلند سر باز کرد احسان گناهم چی بود گناهم ب دنیا اومدن ؟
آجیم آروم باش آرومم ببین میخندم ببین به روم نمیارم. و باز اشک چشامو خیس خیس کرد کانال همسریابی موقت عشقم بود کانال همسریابی موقت همدان منو کشید تو بغلشو سرمو ناز کرد خواهری فداتشم آروم باش من با کانال همسریابی موقت هلو حرف میزنم درستش میکنم این گنداییو ک زده. کانال همسریابی موقت تهران غلط کرده دل خواهر منو میشکنه. با حرفای کانال همسریابی موقت اصفهان آروم شدم و یاد حرف کانال همسریابی موقت مشهد افتادم که گفت به کسی نگم. داداشی. جانم تورو جون من جون مامانت به كانال همسريابي موقت وهیچ کس دیگه چیزی نگو قسمت میدم احسان.